من ..... همین که هستم
به نام نامیش و به یاد آخرین حجتش که این جمعه هم نیامد
خوشحالم از این که بازدیدکنندگانم به صفر رسیده اند حال به راحتی درد دل هایم را اینجا می نویسم
به قول یارو حتی یک آشنا ندیدم
دنیای جالبی است
با خودم خیال می بافتم که عید به خانه می رم ... و می میرم
بعد رفیقام نگرانم می شن
بعد به هزار بدبختی شمارم رو پیدا می کنن و می فهمن مردم
بعدش برام تو دانشگاه مجلس می گیرن . بعد معروف می شم . محبوب می شم .
اصلا همین الانم محبوب هستم یعنی کلی دوست دارم
دوست هایی که وجود من براشون مهمه
اما دم روزگار گرم که خیلی چیز ها رو نشونم داد
بگذریم ...
امروز جمعه بود
یه جمعه دیگه
به حسابی اولین جمعه سال 86
بازم نیومد
دم اونم گرم